خرید بک لینک
آخرشم دلم نیومد حرف دل بابام رو بذارم زمین؛ نرفتم ولی ...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 20:04

خدایا من رو از این چت زدگی عظیمی که گرفتارشم نجات بده، بذار به خیر و خوشی فارغ التحصیل بشم بعد هر مدل چتی که خودت صلاح می دونی بزنم!

پ.ن: مرسی که رد دادگی قبلی رو حل و فصل کردی ولی خودت وکیلی این جدیده چه صیغه ایه؟ حواست باشه!

پ.ن: خرم آن روز کزین منزل ویران(دانشگاه) بروم راحت جان طلبم وز پی جانان(زندگی) بروم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 23:26

جدیدترین روش ارضای حس مادرانه م رسیدگی به اتاق بالاس؛ صبحونه بدم به بچه هام و راهی شون کنم برن سر درس و کار و زندگی شون :)

بعدا نوشت: واقعا هم مثل همه ی بچه ها نمک نشناسن بچه هام ... من چی؟ می تونم مثل مامانا ببخشم و ندیده بگیرم؟ :(

برچسب: مادرانه,مادرانه سريال,مادرانه احسان خواجه امیری,مادرانه ها,مادرانه بازیگران,مادرانه رها,مادرانه دانلود,مادرانه قسمت اخر,مادرانه,شعر,مادرانه تیتراژ, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 6:28

خب اینم از مجمع و شورایی که نمی دونم رفته تو پاچه م یا نه. می دونم اگه نمی رفتم که حتما پشیمون می شدم و حسرتش رو می خوردم. چیزی که نمی دونم اینه که از رفتنش پشیمون میشم یا نه ...

خدایا آخر و عاقبت من رو بی نوبت به خیر کن :)

برچسب: مجمع تشخیص مصلحت نظام,مجمع دیوانگان,مجمع الليث,مجمع التحرير,مجمع نيقية,مجمع العرب,مجمع اللغة العربية,مجمع روحانیون مبارز,مجمع الليث التجاري,مجمع افسس, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 6:28

برق خونه به طرز جذابی رفته؛ همه جا خاموشه به جز اتاق من => اینترنت داریم :)))))

برچسب: برقع,برقوق,برق,برقصید و بخندید,برقع اماراتي,برق گرفتگی,برقوق مجفف,برقعی,برقة,برق صنعتی, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 7:44

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم واندر این کار دل خویش به دریا فکنم

میریم که در جریان بذاریم مادر جان رو ... !

بعدا نوشت: چی شد که مامان حتی ۲ تا عکس هم ازم نخواست؟ :))))

بعدا تر نوشت: چرا مامان انقدر پوکر فیسه؟ :))))

برچسب: هرچه بادا باد,هر چه بادا باد به انگلیسی,هرچه بادا باد سهراب,چون مست شدیم هرچه بادا باد,اهنگ های سریال هرچه باداباد,شعر هرچه بادا باد,رمان هرچه بادا باد,سريال هرچه بادا باد,سریال هرچه باداباد,اهنگ هرچه بادا باد, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 23:59

تا در تو نظر کردم رسوای جهان گشتم آری همه رسوایی اول ز نظر خیزد عقل می خواست کزان شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند دل غم دیده ما بود که هم بر غم زد ای عزیزی که به کس جز تو نظر نیست مرا مدتی می گذرد کز تو خبر نیست مرا هرچه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن یا که چو می روی مرا وقت سفر خبر مکن پ.ن: در راستای مکالمات امروز من و پونه تو پارک ملت :)))) تو کیستی که محال از تو شکل می بنددخیال، پشت خیال از تو شکل می بندد تو کیستی که هوا را گرفته ای از من خودم که هیچ، خدا را گرفته ای از من

برچسب: وصف حال من, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 23:59

نفس حافظ که همیشه حقه ولی امشب چندتا حرف زده که فقط باید طلا گرفت ...

پ.ن: صفحه ی ۲۳۴ و ۲۸۲

پ.ن: صفحه ی ۱۸۶

نسخه علامه قزوینی و دکتر غنی

بعدا نوشت: امشب از اون شب هاییه که چوب کبریت لای پلکام باید بذارم که بسته نشن ولی بازم نمی تونم دیوانم رو بذارم زمین ...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 23:59

چرا همه ی آدما با هم میان و با هم میرن؟

بعد میگن چرا عاشورا انقد دلگیره ...

پ.ن: حسین جان میشه سال دیگه اینجایی که الان وایسادم نباشم؟ شده حتی یک قدم نزدیک تر به تو ...

پ.ن: جا داشت هیشکی نباشه بشینم یه دل سیر زار بزنم :)

برچسب: زیارت عاشورا نوشته کیست,زیارت عاشورا نوشتاری,زیارت عاشورا نوشته,عکس نوشته عاشورا,دلنوشته عاشورا,دانلود زیارت عاشورا نوشتاری,دانلود زیارت عاشورا نوشته,تصویر نوشته عاشورا,نوشته عاشورا,زیارت عاشورا نوشتنی, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 2:29

صفحه بندی